بیوگرافی لوییس سوارز
پس از جدایی والدینش برای تامین معیشت خود به تمیز کردن خیابانهای ثروتمند نشین مونته ویدئو پرداخت و شبها به خاطر نبودن محل خواب بر روی کارتن در خیابان میخوابید.
زندگینامه لوییز سوارز
شرایط نامساعد زندگی او را به سوی باندهای تبهکاری و سرقت و تجارت مواد مخدر کشاند، مسیری که اگر ادامه مییافت، به ویرانی او ختم میشد.
در این روزهای دشوار، ورود یک فرشته نجات به نام سوفیا که اکنون همسرش است، از ادامه این مسیر هولناک و دگرگونی سرنوشت او جلوگیری کرد.
زندگی لوییس سوارز
او میگوید: «برترین لحظات زندگیام را در آن زمانها تجربه کردم. هنوز هم تمایلی ندارم که یادآوریهای آن دوران را با هیچ چیز دیگری جایگزین کنم. یک هفته در خیابانهای شهر جارو میزدم و دستمزد من تنها به اندازهای بود که آخر هفته با صوفیا چند ساعت در کافه نشسته و گفتگو کنم.
پسر ۱۳ ساله هنگامی که در حال جارو کردن خیابانهای بالای شهر بود، در کنار فکر کردن به سنگفرشهای پیادهرو و زوائد کنار آن و دراز کشیدن بر روی کارتنهای خیسی در گوشه پارکها، در دل فقر خود، صوفیای آرزوهایش را یافته بود؛ محبوبی که هیچ چیزش با او سازگار نبود.
دختر بلوند ۱۵ سالهای که دو سال از او بزرگتر بود و به خانوادهای ثروتمند تعلق داشت.
لوییز سوارز زندگی نامه
سه سال بعدی زندگی لوییزیتو به این شکل سپری میشد، ساعتها خیابانهای شهر را تمیز میکرد و سعی میکرد چند سکه به دست بیاورد تا ملاقاتهای همیشگی بعدازظهرهای یکشنبه با سوفیا قطع نشود.
تا همان یکشنبه لعنتی که صوفیا اعلام کرد هفته بعدی وجود نخواهد داشت و او و خانوادهاش چند روز دیگر به بارسلونای اسپانیا مهاجرت میکنند. صوفیا سپس اظهار داشت که روز وداع سختترین لحظه زندگیاش بودهاست.
زیرا پسرک مَشَنگ مونته ویدئو در لحظه ی جدایی سرش را برگرداند و خداحافظی نکرد تا صوفیا بابت رفتنش ناراحت نشود. همه جا میتوانست در همان لحظه قطع شود، لوییزیتو باید هر چیزی را فراموش میکرد و به خیابانهای خراب برمیگشت تا مثل بسیاری دیگر باقیمانده زندگیاش را با عشق از سر بگیرد. اما او راه نجات را کشف کرد.
خانواده لوییس سوارز
نام پدر:رادلفو سوارز
نام مادر:ساندرا دیاز
لوییس سوارز و مادرش
مادر لوییز سوارز پدر
لوییس سوارز
پدر و مادر لوییز سوارز زمانی که او ۹ سال داشت از هم جدا شدند.
لوییز سوارز بیوگرافی
اوچند ماهی غمگین بودم اما پس از رفتن سوفیا هیچ چیز دیگری برایم اهمیت نداشت. فقط فوتبال است. «اغلب همبازیهایم در تیم ملی تفریح میکردند، اما به نظر میرسید که هیولایی راهنمای ورود به بت 404 با گوشی و کامپیوتر در درونم وجود داشت که به موفقیت یاری میطلبید.»
او پیشنهادهای بازی در تمامی تیمهای بزرگ اروگوئه را نپذیرفت. به امید سفر به اروپا؛ جایی که فاصله زیادی که او با صوفیا داشت را کاهش میداد. چهار سال بعد از جداییشان، پیشنهاد گرونینگن در هلند به دست آمد.
به نظر میرسید فوتبال نیز قصد داشت لوییزیتو را به دنیای رویاها و صوفیا متصل کند. عاشقانه میان رفتگر و دختر وکیل برخلاف تمامی درامهای معروف جهان، این بار به پایانی شاد دست مییافت.
برچسب: ،